/* /*]]>*/ بعد از احرام بستن سوار اتوبوس ها شدیم. در عمره مسیر مدینه تا مکه حدود 6 ساعت طول می کشه. ما با حساب شلوغی خودمون رو برای 10 ساعت آماده کرده بودیم. ولی خوشبختانه 7 ساعته رسیدیم و بنده عین این ساعات رو خواب بودم. تا رسیدیم اتاق رو تحویل گرفتیم. اتاق که چی بگم دوتا تخت نوجوان توش بود و به قدر 2 تا کاشی فاصله تا در. جمعا 5 متر مربع بود. وسایل اولیه رو گذاشتیم و عازم حرم شدیم. نخواستیم با کاروان بریم چون هر  دو اعمال رو بلد بودیم و دوست داشتیم دوتایی انجام بدیم. اقامتگاه ما پشت ابرج البیت همون مجتمع عظیم اول خیابان ابراهیم خلیل یا به قولی پشت باب فهد بود. برای اینکه از حداکثر ثواب بهره مند بشیم توی اون شلوغی عظیم مسجد رو دور زدیم و به باب سلام رسیدیم. اصلا فکر نکنید که کار آسونی بود. من با دیدن اون همه جمعیت جا خوردم. اشکم جدا در اومد که اگر از فاصله 700 متری تا حرم این همه جمعیت هست دیگه توی حرم چه خبره. دقیقا از فاصله ای که گفتم آدم تو خیابون جانماز پهن کرده بود. خیایبون های اطراف هم شده بودند محل اقامه نماز.به هر ورودی هم که می رسیدی راه نمی دادند چون ظرفیت حرم پر بود. وقتی هم که رسیدیم جلوی باب السلام تو مسعی باورمون نمی شد. کل در های ورودی به حرم رو برداشته بودند. یک طبقه زیر زمین کنده بودند و ورودی از زیر مسعی( محل سعی یا همون رفت و امد بین دو کوه صفا و مروه) هدایت شده بود. باز اینقدر جمعیت بود که همون راه رو هم نتونستیم پیدا کنیم و با پله برقی بدون اینکه خودمون خبر داشته باشیم رفتیم طبقه اخر یا پشت بوم حرم. جا نبود. تا چشم کار می کرد رنگ سفید بود با خال های مشکی. مردم همه جا بودند. من زدم زیر گریه که ما جا نداریم بشینیم و اذان صبح رو هم گفته بودند. به زحمت روی یک زمین سیمانی خاکی جا پیدا کردیم برای نماز. بعد از نماز هم رفتیم برای طواف... خدای من .. من تا بحال به اندازه ای که تو انجام اعمالم وحشت کرده بودم نترسیده بودم. جا نبود. هوا نبود. این آفریقایی ها غول پیکر تا جلوی آدم در می اومدن راه هوا رو می بستند. مالزیایی ها و اندونزیای ها که بدتر. چون جثه ریزی دارن بهشون گفته بودند کمر هم رو بچسبید و تحت هیچ شرایطی هم رو رها نکنید که گم می شید و زیر دست  پا له. حالا اینها مثل یک ردیف جوجه اردک جلوی آدم سبز می شدند و قطارشون تموم نمی شد. و یا اینکه هل می دادند و راه رو باز می کردند که این باعث می شد طواف ما باطل بشه ( فرد باید با پا و اراده خودش گام برداره اگر با فشار کسی بره جلو بسته به شرایط طواف باطله) دقیقا با هر بدبختی بود طواف رو انجام دادیم و رفتیم برای سعی...خود طواف حدود 1.5 کیلومتر مسیر با اضطراب و فشار بود که 1 ساعت طول کشید وبعد از اون سعی واقعا ما رو از پا انداخت. گفتیم همه اعمال رو انجام بدیم تا از احرام دربیایم و به هم محرم بشیم. مسعی قیامت بود از جمعیت. من خودم رو به زحمت می کشوندم. مسعی حدود 3.5 کیلومتر پیاده رویه. بعداز پایان اعمال رفتیم هتل. خوابیدیم تا ساعت 10. توی هر دور که به حجر الاسود می رسیدیم دعاش رو می خوندیم..امانتی ادیتها.. امانتمان را ادا کردیم..... امام جعفر صادق(ع): چون خدای تعایل عهود از بندگان خود گرفت به حجر الاسود امر فرمود تا آن را فرو برد. پس از این جهت نزد آن گویند امانتی ادیتها و میثاقی تعهدته. امانت خود را  ادا کردم و پیمان خود را نگاه داشتم تا حجر الاسود به این شهادت دهد.