اینجا رسمه که حتما افراد جدید خانواده رو با عنوان منتسب بهشون صدا بزنند.

مثلا به زن برادر بگویند بهابیBhabi، به شوهر خواهر name+bhayi به زن دایی مومانی  mumani  دایی مامو mamu و قص علی این.

حتی جاری کوچیکه به بزرگه باید بگه بهابی یعنی اسم طرف رو نمی گن.

من هم از قول برادر شوهر بزرگه  سمیه بهابی، وسطیه بهابی و کوچیکه بهابی جان هستم. از قول خواهر شوهر ها  و جاری بهابی جون.محسن هم بهایّاBhayya است.

از وقتی هم که زن دایی شدم مومانی جان هستم و محسن هم مامو جان. که مومانی رو به اختصار مامیmumy به بچه یاد می دهند! یعنی من مامی خواهرزاده جان هستم!

برادر شوهر بزرگه چاند مامو( با حفظ سمت چاند بهایی) جاری هم چاند مومانی( با حفظ سمت چاند بهابی) و باقی دایی ها هم مامو و خواهر شوهر کوچیکه هم خاله جون.

آمی نَنی و بابا نانا هستند. 

حالا که عضو جدید خانواده قراره اضافه بشه- برادر زاده محسن -کاروانی از عنوان های جدید هم در راهه که همه اینها رو آمی راهی می کنه.

من خودم خجالت می کشم داماد خانواده که دو سالی از من بزرگتره به من بگه بهابی جون. بهش هم گفتم همون اسم من رو بگی کافیه.

خودش گفت من هم با تو موافقم ولی آمی دستور داده( سیاستش رو دارید!!) 

حالا من مطمئنم که عناوین جدیدی هم با تولد این برادرزاده جان در انتظاره.

من حدس می زنم محسن بشه عمو جان و من هم زن عمو.

خودم دوست ندارم. چون حالتی پیدا کرده که شورش در اومده. هزار جون عنوان و رسم و نام.

این رو هم اصلاح کنم که پدر بزرگ و مادربزرگ مادری نانا و نَنی و پدریشون دادا و دَدی میشه.


اینجانب بدلیل روی فراوانی که دارم از همین قبلترها تکلیفم رو با این اسامی با محسن روشن کردم. فکر کن ایرانیم و بچه ما می گه دلم برای دَدیم تنگ شده! حالا اگر محسن نباشه طرف فکر می کنه بچه چون یک بالش انگلیسیه منظور باباشه. اگر محسن باشه که واویلا!! این بچه نمی دونه باباش کیه! باباش اینجاست و دلش برای ددیش تنگ شده!

و هیچ کس کمترین احتمال رو نمی ده که منظور از ددی مادربزرگ پدریه.

پدر شوهر و مادر شوهر هم می شن ساس و سوسرا!!

دختری رو که در خبر ها خوندید برای برادرشوهر جان در نظر گرفتم دو سالی از خواهر شوهر فعلی کوچکتره.

به محض اینکه تو خانواده مطرح کردم خواهر شوهر تمام قوای فکریش رو به کار گرفت و به این وصلت اعتراض کرد:

سنا که نمی تونه زن داداش بشه؟!!( دارید اسمش رو!! چقدر زیباست)

من: چرا؟؟؟

اون: چون من که نمی تونم به کسی که از خودم کوچکتره بگم بهابی!!!!!!!!!!!!!!

پس با این مثال کاملا متوجه می شید که این القاب و عنوان ها از چه اعتبار تعیین کننده ای برخوردارند.


بی اندازه از دو کلمه زن عمو و زن دایی بدم میاد!!!

البته جای نگرانی نیست. چون من مادر شوهر مادر شوهرمم تا اون !!

توجیهش می کنیم!!

بروش های پاچه خوارانه!!!