خاطرات سفر 4
پارسال تو تماس های تلفنی که با محسن برای آشنایی حرف می زدم دایم می گفت من یک آرزو دارم و اون اینه که با تو برم حج.
من عاشق تاریخ اسلام و مباحثه و مناظره هستم. با محسن از اتفاقاتی که افتاده صحبت می کردم.
با تمام انتقاداتی که به نحوه اداره کشور وارده ولی باید از یک چیز این نظام بسیار متشکر بود در حقیقت دو چیز.
یک اینکه نسل ما رو با دین و تاریخش آشناتر کرد و از بچگی به ما یاد داد که چرا اسم این معصوم صادقه و ...
و دوم اینکه زبان عربی رو تو درسهامون گنجوند.
تو حج شاهد بودم که اغلب کسانی که گریه می کنند و یا حضور قلبی دارند بر اساس درک مفاهیم دعا ها نیست. چون این ادعیه اگر به بهترین روش هم ترجمه بشوند باز اون مفهوم عمیق به زبان عربی رو نمی رسونند.
یک شب رفتیم پشت بقیع و جانماز انداختیم ونشستیم. محسن خیلی حالش گرفته بود. بالاخره گفت من اون حسی که شما ها دارید رو ندارم. من هنوز نفهمیدم که کجا هستم.
به محسن نگاه کردم و گفتم فکر می کنی اگر ما خودمون هم بیایم می فهمیم؟ تو ادعیه اذن دخول حرم هست که خدایا زبان سخن گفتن با ما را در مناجات ها قرار دادی.
ما هیچ قدرت بیانی از خودمون نداریم. گفت من همین ادعیه رو هم نمی فهمم. حق داشت چون ترجمه انگلیسی همراهش نبود.
بهش گفتم از این به بعد من برات ترجمه می کنم. به زبونی که لذت ببری.
از دعای اذن دخول حرم شروع کردیم... بعد هم زیارت بقیع..زیارت امین الله و دعای توسل. صفایی داشت وصف نشدنی.
در روزهایی که اونجا بودیم من با اس ام اس یا تماس کوتاه نماز های مختلفی رو که تو مفاتیح می دیدم براش توضیح می دادم که بخونه. نه که اصلا ندونه ولی چون مفاتیح همراهش نبود براش راحت نبود.
یک روز توفیق دست داد و تونستم برم زیارت بقیع. زیارت که چه عرض کنم .رفتیم سمت همسران پیغمبر (ص). زن ها رو اصلا سمت قبور ائمه راه نمی دادند. زنونه و مردونه کرده بودند. قبور زنان برای زنان و مردان برای مردان.
داشتم برای خودم با صدایی آرام زیارت حضرت فاطمه زهرا رو می خودم که یک زن عربی رسید پرسید چی می خونی گفتم این زیارت رو. گفت بلند بخون من هم بخونم.
من هم آرام و کلمه به کلمه می خوندم براش. یک وقت دیدم دو تا زن سیاه پوست دارند زار زار گریه می کنند و اونها هم با من تکرار می کنند
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ السَّلاَمُ
عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ
الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ
وَ خَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ
یکیشون یک بند گریه می کرد و ازش پرسیدم از کجایی گفت مالی. آفریقا.
تا کجا این رشته محبت کشیده شده..
انا اعطیناک الکوثر ...